همان طور كه قبلا عرض كردم، خدمات وبلاگ نويسي سايت بلاگفا مدتي پيش، دچار اختلال گرديد و پس از راه اندازي مجدد، بخشي از مطالب از دست رفتند. تا جايي كه برسي كردم از حدود بهمن ماه 1392 تا تير ماه 1394 همه مطالب در وبلاگ از بين رفته بودند. به هر حال تا جايي كه من در يادداشتهاي خود جستجو كردم، تلاش مي شود مطالب مجددا باز انتشار يابند. در همين جا بخش اول مطالب را قرار مي دهم.

مهاجرت

این روزها یکی از سرخطهای مهم اخبار در اکثر رسانه ها، ماجرای ناپدید شدن مرموز هواپیمای مسافری خطوط هوایی مالزی است که از آن به یکی از پیچیده ترین حوادث هوایی یاد می شود.  اما آن چه بیشتر توجه مرا جلب نمود این بود که در خبرهای Yahoo و سایر وب سایتها می خواندم که دو مسافری که با پاسپورت دزدی (یا جعلی) سوار هواپیما شده بودند، هویت ایرانی داشته اند. چند هفته قبل هم یکی از ماجران غیرقانونی به استرالیا در یک منطقه ای که دولت استرالیا برای این گونه افراد در نظر گرفته بود، در جریان حادثه ای کشته شده بود. این گونه اخبار برای مدتی توجه بسیاری را در سراسر دهکده جهانی امروزی، باز هم متوجه کشوری به نام ایران و اتباع آن نموده است و افسوس که این بار هم خبر ناخوشایند است.

هر چند که پلیس مالزی تایید کرده این افراد تروریست نبوده اند، اما مساله مهم این است که چطور هر گاه صحبت از مهاجرت و حوادث آن می شود، تقریباً ردی از ایرانیان در آن به چشم می خورد. اگر از دیدگاه فانتزی و البته قابل توجه تاثیر نامطلوب این گونه اخبار بر وجهه جهانی ایرانیان بگذریم، به نظر من، اکنون نقطه ای است که  ایجاب می نماید مسولان و سایر افراد و نهادهای مرتبط مساله مهاجرت از کشور را در کنار انبوه مسایل و مشکلات جامعه قرار دهند و سیاستی اثربخش پیرامون آن اتخاذ نمایند؛ هر چند که بسیار دیر شده است.

در جایی می خواندم، بنا بر تخمین حدود پنج میلیون ایرانی در سراسر دنیا تحت عنوان مهاجرت، پناهندگی یا نظایر اینها پراکنده شده اند. درباره علل حجم بسیار بالای مهاجرت ایرانیان، پژوهشها و صحبتهای متعددی مطرح شده اند. اما من از زاویه دیدگاه تخصصی خود، به مساله کسب و کار اشاره می کنم. به نظر من علت اصلی مهاجرت بسیاری از این افراد به ویژه در سالهای اخیر، محیط نا مساعد و کم ظرفیت کسب و کار در ایران است. در این محیط فرصتهای بسیار اندکی برای توسعه کسب و کارها وجود دارد و ریسک شکست بسیار بالا است. در فصل 21 تراز نامه بانک مرکزی سال 1389 (آخرین گزارش اقتصادی و تراز نامه بانک مرکزی تا امروز!) محیط کسب و کار ایران یکی از بدترینها در دنیاست و به نظر من علت اصلی مهاجرت جوانان، آن هم به این شکل خطرناک و غیرقانونی، همین است. در کنار این محیط، در گزارشی از صندوق بین المللی پول، IMF می خواندم مقدار تولید ناخالص داخلی ایران 75 میلیون نفری، از امارات متحده عربی 4 میلیون نفری کمتر است و این یعنی خیل انبوهی از جوانان مدرک به دست، که تقریبا هیچ امیدی به یافتن کار و شغل مناسب در مملکت شان ندارند و مجبور می شوند، در معامله ای ناجوانمردانه و ناخواسته، سختی مهاجرت (یا به عبارت بهتر فرار) این چنین صعب و دشوار را بر خود هموار کنند تا شاید با بهایی گزاف، به سرزمین آرزوهایشان در آن سوی آبها برسند؛ هر چند که نیک می دانند، در آن جا نیز کسی منتظرشان نیست و فرش قرمزی پهن نشده است.

 

 

شركتهاي برتر

مطابق معمول، در اواخر بهمن ماه سال گذشته، فهرست 500 شركت برتر ايراني توسط سازمان مديريت صنعتي منتشر گرديد. در گزارشهاي پيوست، نكات بسيار جالبي درباره اين شركتها به چشم مي خورد و به نظرم براي كساني كه به نوعي به مطالعه كسب و كار علاقمند هستند، خواندن اين گزارشها خالي از لطف نيست. براي مثال، يكي از معيارهاي بررسي شركتها ميزان فروش آنهاست و فهرست شركتهاي برتر در واقع، بر اساس ميزان فروش ريالي استخراج مي شود. اين شركتها جزء بزرگترين و عظيم ترين شركتهاي ايران محسوب مي شوند. اما نكته قابل تعمق اين است كه اگر مجموع فروش همه اين 500 شركت را در نظر بگيريم، به زحمت به يك سوم فروش بزرگترين شركت دنيا مي رسد!! به عبارت ديگر، بزرگترين شركت دنيا، به تنهايي بيش از سه برابر همه شركتهاي برتر ايران فروش دارد و از اين نوع شركتهاي عظيم، در كشورهاي توسعه يافته و به وي‍ژه در ايالات متحده، كم نيستند.

هر چند كه معتقدم در بررسي اعداد و ارقام در چنين مواردي نياز به رعايت جانب احتياط است و معمولاً بخشهاي سايه در اقتصاد ايران همواره وجود دارند و به شدت تاثير گذار هستند، اما اين واقعيت را نبايد از نظر دور داشت كه به هر حال، اقتصاد ايران در يك ديدگاه جهاني، كوچك و كم اهميت شده است؛ و جاي بسي تاسف است كشوري با اين همه پتانسيلهاي فيزيكي، اقتصادي كوچكتر از اقتصاد امارات متحده عربي دارد. بديهي است بروز چنين وضعيتي، آثار بسيار مخرب اجتماعي و فرهنگي خواهد داشت.

اما يك نكته جالب نيز در اين گزارش شركتهاي برتر، توجه مرا جلب نمود. در اين گزارش، تقريباً جايگاه همه شركتهاي خودرو ساز و وابستگان آنها به شدت تنزل كرده بود. مثلا ايران خودرو 8 رتبه، سايپا 9 رتبه، ساپكو 12 رتبه، شركت مهندسي مشاور سازه گستر سايپا 22 رتبه، شركت پارس خودرو 23 رتبه، شركت گسترش سرمايه گذاري ايران خودرو 47 رتبه، زامياد 35 رتبه، شركت سايپا ديزل 70 رتبه، شركت ايران خودرو تبريز 57 رتبه، شركت ايران خودرو ديزل 82 رتبه، شركت پلاسكو كار سايپا 138 رتبه و ... تنزل پيدا كرده اند. اين سقوط ها و نزول ها جاي خوشحالي ندارند اما سوال اين است كه آيا وقت آن نرسيده مديران و حاميان اين شركتها كه به بركت انحصار و انواع و اقسام رانتها، معاملات غير منصفانه اي با مردم حيرت زده و سرگردان جامعه انجام مي دهند، اندكي به اين همه ضرر و زياني كه به جامعه وارد مي كنند، توجه نمايند و مسير را تغيير دهند؟ شايد خيال خوش بينانه اين باشد كه مردم جامعه و متقاضيان، اندكي به خود آمده و متوجه كلاه گشادي شده باشد كه در اين سالها تحت عنوان خودرو سازي ملي سرشان رفته است!

 

 

 

روغن گياهي

اين روزها،ظاهراً تب و تاب افزودن نوعي روغن گياهي در محصولات لبني، توسط شركتهاي توليدي اين محصولات اندكي فروكش كرده است.  سناريو اي تكراري. مثل هميشه مسئولي يا مديري، به هر نيتي درباره يك خطر مهم به مردم هشدار مي دهد. يك موج رسانه اي وسيع و البته در حد بضاعت مملكت، راه مي افتد. مردم نگران مي شوند. بعد با تشر برخي از ديگر مسئولان، موج خوابانده مي شود و همه چيز به خوبي و خوشي خاتمه مي پذيرد و فراموش مي شود! تا موج بعدي.

اين سناريو مكرراً اتفاق مي افتد و مورد اخير درباره افزودن نوعي روغن گياهي به محصولات لبني بود. اين نوع اتفاقات به كرات و ادواري رخ مي دهند و به نظرم، ارزش بحث كردن ندارند. نكته اي كه مي خواهم بدان اشاره كنم، اين است كه اين شكل جنجال رسانه اي مي توانست فرصت خوبي براي شركتهايي باشد كه خود را از اين رسوايي دور نموده بودند. اما ظاهراً دامن همه اين شركتها به چنين خيانتي آلوده است و هيچ كدام نمي توانند ادعا كنند، در دوره اي همه شركتهاي ديگر مشغول فريب مردم و كسب درآمد بودند، عده اي توانسته است مراتب اخلاق را رعايت كنند و بر اين موج سوار نشوند.

در اين ميان تنها چيزي كه مانده مردم حيرت زده و سرگرداني هستند كه درمانده شده اند و نمي دانند چه كار كنند. در يكي از كلاسهايم، دانشجويي مي گفت كه چقدر خوشحال بوده كه توانسته در دوره خردسالي فرزندش دهها ليتر از شير پرچرب همين شركتها را به او بخوراند و اميدوار باشد كه فرزندش سالم است. مي گفت پس از شنيدن اخبار نااميد شده و نمي داند چه كند. شايد راه حل هماني باشد كه يكي از نمايندگان مجلس دو سه سال پيش ارايه كرده بود: نگهداري و پرورش حيوانات در منزل و كاشتن سبزيجات در گلدانهاي خانه!   

 

 

نيمسال اول سال تحصيلي 1394-1393

با سلام و احترام

ضمن تبريك فرا رسيدن ماه مهر و ايام بازگشايي دانشگاهها و مراكز آموزش عالي كشور، بدين وسيله كلاسهاي آموزشي كه اين ترم در خدمت دوستان دانشجو هستم، به شرح زير تقديم مي شود:

دوره كارشناسي: روانشناسي كار؛ رياضيات و كاربرد آن در مديريت (1)؛ مديريت رفتار سازماني؛ بهره وري و تجزيه وتحليل آن در سازمان؛ زبان تخصصي 3و4؛

دوره كارشناسي ارشد: تئوريهاي مديريت پيشرفته (گرايش تحول)؛  تئوريهاي مديريت پيشرفته (گرايش مالي)؛  سمينار در مسايل رفتاري.

واحد علوم و تحقيقات: تئوريهاي مديريت پيشرفته؛ رفتار مصرف كننده.

اميدوارم اين نيمسال تحصيلي، براي همه دانشجويان عزيز و اساتيد محترم سرشار از موفقيت و پيشرفت در مسايل علمي و پژوهشي باشد.