امروز یک ماه است که از انتخابات ریاست جمهوری گذشته است. آن طور که از اخبار فضای مجازی و شنیده های محدود از دوستان معلوم است، موجی از نشاط و شادی برخی اقشار مردم را در بر گرفته است که با پیروزی های ورزشی نیز همراه شده است. به نظر می رسد با توجه به میزان آرا نامزد منتخب و اقبال عمومی مردم به «اخبار» ورزشی و به ویژه فوتبال، می توان نتیجه گرفت این فضای شادی محدود، شامل اکثریت جامعه می شود. و به راستی این هم از عجایب روزگار است که خوشحالی های کوچکی، این چنین مایه توجه و تعجب محافل خبری و نوشته های اهل قلم یک جامعه شده است. البته من هم خوشحال شدم؛ نه به دلایلی که ذکر کردم، بلکه سبب این بود که دو روز بعد انتخابات بالاخره موفق شدم یک فایل درسی 24 مگابایتی را دانلود کنم. این فایل نسخه الکترونیکی یک کتاب پایه ای جدید و بسیار معتبر در حیطه مباحث مدیریتی بود که یکی از دوستان حدود چهار ماه قبل فرستاده بود و من بیش از ده بار تلاش کرده بودم که آن را دانلود کنم.

مقدمه کمی طولانی شد. موضوع یادداشت رویداد انتخابات و شادی و امیدواری است که در برخی مردم به وجود آمده است. ظاهراً بدنه اجرایی و مدیریتی مملکت قرار است تغییر کند و احتمالاً همین «تغییر» است که علت اصلی اتقافات پس از انتخابات (مانند اجازه نیروی انتظامی به مردم برای شادیهای عمومی، پایین رفتن اندک نرخ ارز، رکود بخش مسکن و عدم تداوم گرانی های لگام گسیخته در این بخش و مانند اینها) است. اما به زعم من امید زیادی به این دولت نیست و شواهد و قراین و تجارب انباشته شده در اندک حافظه های بلند مدت موجود، نشان می دهند قرار نیست اتفاق مهم و تاثیر گذاری رخ دهد. تورم و بیکاری همچنان می تازند، هیولای مسکن در کمین است، و عدم تغییر در عرصه خط مشی خارجی Foreign Policy آن قدر عیان است که حاجتی به بیان من نیست.

در توضیح دیدگاهم، یک نمونه بسیار مهم و مرتبط با کسب وکار، از هزاران نمونه و شواهد موجود عرض کنم. در گزارشی مربوط به یکی از مشاوران رئیس جمهور منتخب می خواندم که ایشان از کشف بسیار خارق العاده ای درباره علل اصلی نا بسامانی کنونی صحبت می کردند و آن را معافیت های مالیاتی برخی سازمان وشرکتها می دانستند. گویی اولین بار است که چنین پدیده ای توسط دیدگاه تیز بینانه ایشان مشخص شده است و با آب و تاب باید شرح داده شود. در صورتی که بررسی مختصری نشان می دهد این دست مباحث سالهاست که مطرح اند و از دولت سازندگی و حتی همان اوایل انقلاب بارها و بارها «کشف» شده و توضیح داده شده اند اما هرگز نظام مالیاتی مقتدر و نظام مندی ایجاد نشده و نخواهد شد. از این یادداشت متاسفم اما فکر می کنم که حق داشته باشم نظرم را درباره آینده بیان کنم.