دیروز در خبرها آماده بود که شهردار تهران انتخاب شد. با کنجکاوی به اخبار مرتبط در فضای مجازی مراجعه کردم. آن چه یافتم، روندی زیبا و دموکراتیک و آنقدر مستحکم و مستدل که جای هیچ گونه حرف و حدیثی باقی نگذاشته بود. دو نامزد (از دو جناح مختلف) در کمال ادب و احترام به بیان دیدگاه ها و برنامه هایشان پرداختند و از روش مدیریتی خود به طور مستند دفاع کردند. هیچ کدام در مقام تخریب دیگری بر نیامد و کسی موجودیت طرف مقابل را زیر سوال نبرد.

ضمن تبریک به برنده این انتخابات، نکته بسیار مهمی در این انتخاب به چشم می خورد. به نظرم، آقای قالیباف با این که حدس زده می شد، با وجود روند جاری و کلی جامعه، فضا به نفع رقیب است از کاندیدای دیگر درخواست کرده بود که باقی بماند و با زیرکی  ترجیح داد با هماوردی وزین و قوی مواجه شود و  چه نیکو است که رقیب قدر باشد. به راستی چه باک وقتی عملکرد آقای شهردار و همکارانش در شهرداری است که صحبت می کند و از او دفاع می نماید و گویی «محک تجربه» را به میان آورده اند. در این شرایط نیازی به تخریب و توهین نیست. قصدم جانبداری از تعارفهای متداول و بی خاصیت معمول نیست و همیشه طرفدار انتقاد و به ویژه انتقادهای مدیریتی هستم. صحبت از نحوه سخن گفتن و رعایت آداب معاشرت است؛ مخصوصاً در جایی که بزرگان تکیه زده اند. رفتار و منش مدیران و به ویژه مدیران ارشد به سرعت از سوی دیگران مورد توجه قرار می گیرد و افراد، صرف نظر از این که مدیران چه می گویند، به رفتار و عملکرد آنها عنایت دارند.

من زندگی در اهواز را بر زندگی در تهران ترجیح می دهم و شاید دلتنگیهای شخصی و ملاقات والدین، تنها انگیزه من برای مسافرت به تهران باشند؛ اما به نظرم تهران و مدیریتش می تواند الگویی هر چند ناکافی، برای سایر شهرهای کشور و مخصوصاٌ کلانشهرها باشد. الگویی که به ما تمرینهای اولیه دموکراسی، تحمل پذیری، آداب معاشرت و توجه به عملکرد و دستاورد را می آموزد.