سال نکو
هنگام پایان تعطیلات نوروزی، در روز سیزده فروردین سال جاری، حدود ساعت هفت صبح از منزل پدرم در تهران به سوی اهواز حرکت کردیم. به طرز عجیبی، شهر خلوت بود به گونه ای که کمتر از بیست دقیقه از شهر خارج شده و به ابتدای بزرگراه قم رسیدم. مطلبی که در این یادداشت می خواهم اشاره کنم، به طور کلی به وضعیت آب و هوایی چند ماه اخیر بر می گردد.
از صبح که حرکت کردم، تا نزدیک شهر قم بارش شدید باران ادامه داشت. در حدود استان لرستان بارندگی برف و باران پیش آمد. مناظر بسیار زیبایی در فاصله لرستان تا خوزستان و در میان کوههای سر به فلک کشیده زاگرس دیده می شدند. کوهها واقعا سرسبز شده بودند و طراوت بهاری به خوبی احساس می شد. حسی که لاقل در ده سال اخیر از یاد برده بودم. بهار امسال واقعا، عطر و بوی بهار داشت. هوایی پاک، خنک و متمایل به سرد، همراه با بارش دلربای باران. حتی وقتی که به اهواز رسیدم، بر خلاف سالهای گذشته، هوا گرم نبود و مردم در بوستانها مشغول آیین زیبای «سیزده به در» بودند.
خلاصه این که مطابق برخی منابع، در چند ماه اخیر وضعیت بارندگی و آب و هوا در کشور، به طور کلی نسبت به سالهای قبل مطلوب تر بوده و بر اساس اخبار تعداد شهرهایی که در معرض تنش آبی هستند از 550 شهر به 450 شهر کاهش یافته است. نمی خواهم داستان سرایی کنم یا امید واهی داشته باشم اما می توان قدری دلخوش به ضرب المثل «سالی که نکوست، از بهارش پیداست» شد. حال که طبیعت مهربان بر جفای گذشته چشم پوشیده و بی منت روی خوش نشان داده، همین تغییر به ظاهر ساده در کنار رویدادهای سیاسی مملکت در انتخابات، بهانه ای شد، آرزو کنم کاش صاحبان قدرت و ثروت و اطلاعات نیز، این اندک دلخوشی و امید را در دل مردم زنده نگاه دارند و اجازه دهند روند تحولات، قدری به پیش رود. راستی الان فهمیدم که «آرزو بر جوانان عیب نیست»، یعنی چه!