مطابق معمول، در اواخر بهمن ماه سال گذشته، فهرست 500 شركت برتر ايران توسط سازمان مديريت صنعتي منتشر گرديد. در گزارشهاي پيوست، نكات بسيار جالبي درباره اين شركتها به چشم مي خورد و به نظرم براي كساني كه به نوعي به مطالعه كسب و كار علاقمند هستند، خواندن اين گزارشها خالي از لطف نيست. براي مثال، يكي از معيارهاي بررسي شركتها ميزان فروش آنهاست و فهرست شركتهاي برتر در واقع، بر اساس ميزان فروش ريالي استخراج مي شود. اين شركتها جزء بزرگترين و عظيم ترين شركتهاي ايران محسوب مي شوند. اما نكته قابل تعمق اين است كه اگر مجموع فروش همه اين 500 شركت را در نظر بگيريم، به زحمت به يك سوم فروش بزرگترين شركت دنيا مي رسد!! به عبارت ديگر، بزرگترين شركت دنيا، به تنهايي بيش از سه برابر همه شركتهاي برتر ايران فروش دارد و از اين نوع شركتهاي عظيم، در كشورهاي توسعه يافته و به وي‍ژه در ايالات متحده، كم نيستند.

هر چند كه معتقدم در بررسي اعداد و ارقام در چنين مواردي نياز به رعايت جانب احتياط است و معمولاً بخشهاي سايه در اقتصاد ايران همواره وجود دارند و به شدت تاثير گذار هستند، اما اين واقعيت را نبايد از نظر دور داشت كه به هر حال، اقتصاد ايران در يك ديدگاه جهاني، كوچك و كم اهميت شده است؛ و جاي بسي تاسف است كشوري با اين همه پتانسيلهاي فيزيكي، اقتصادي كوچكتر از اقتصاد امارات متحده عربي دارد. بديهي است بروز چنين وضعيتي، آثار بسيار مخرب اجتماعي و فرهنگي خواهد داشت كه هم اكنون نيز به وضوح در جامعه قابل مشاهده اند.

اما يك نكته جالب نيز در اين گزارش شركتهاي برتر، توجه مرا جلب نمود. در اين گزارش، تقريباً جايگاه همه شركتهاي خودرو ساز و وابستگان آنها به شدت تنزل كرده بود. مثلا ايران خودرو 8 رتبه، سايپا 9 رتبه، ساپكو 12 رتبه، شركت مهندسي مشاور سازه گستر سايپا 22 رتبه، شركت پارس خودرو 23 رتبه، شركت گسترش سرمايه گذاري ايران خودرو 47 رتبه، زامياد 35 رتبه، شركت سايپا ديزل 70 رتبه، شركت ايران خودرو تبريز 57 رتبه، شركت ايران خودرو ديزل 82 رتبه، شركت پلاسكو كار سايپا 138 رتبه و ... تنزل پيدا كرده اند. اين سقوط ها و نزول ها جاي خوشحالي ندارند اما سوال اين است كه آيا وقت آن نرسيده مديران و حاميان اين شركتها كه به بركت انحصار و انواع و اقسام رانتها، معاملات غير منصفانه اي با مردم حيرت زده و سرگردان جامعه انجام مي دهند، اندكي به اين همه ضرر و زياني كه به جامعه وارد مي كنند، توجه نمايند و مسير را تغيير دهند؟ شايد خيال خوش بينانه اين باشد كه مردم جامعه و متقاضيان، اندكي به خود آمده و متوجه كلاه گشادي شده باشد كه در اين سالها تحت عنوان خودرو سازي ملي سرشان رفته است!