در هفته قبل اخبار تولد نتیجه (فرزند نوه) ملکه بریتانیا توجه برخی مردم را به خود جلب کرده بود. به ویژه در فضای سایبری این اخبار آب و تاب بیشتری به خود گرفته بودند و سایتهای گوناگون به جنبه های مختلف این رویداد پرداخته بودند و عکسها و ویدئوهای متنوعی برای مخاطبان خود منتشر کرده بودند. با این که به لحاظ قانونی فرد متولد شده در صف نسبتاً طولانی برای رسیدن به تاج و تخت احتمالی است، و این که اساساً مساله سلطنت در بریتانیا امری تشریفاتی است و اهمیت ویژه سیاسی ندارد، اما به نظر می رسد بیش از حد به این نوزاد سلطنتی Royall Baby اهمیت خبری داده شده است. شاید هم این از سیاستهای انگلیسی باشد برای خبر سازی و کسب درآمد. چون تا جایی که من می دانم، مطابق قانون بریتانیا، خانواده سلطنتی  بودجه های دولتی ندارند و باید در نهایت شفافیت از محل درآمدها، هزینه های خود را تامین کنند و مالیات فعالیتهای شان را هم بپردازند.

دلیل هر چه باشد، من هنگامی که به اخبار تولد نوزاد سلطنتی نگاه می کردم، ناخود آگاه به یاد خبری از کشور چین افتادم که چند هفته پیش نوزادی در توالت به دنیا آمده بود و مادرش از فرط فقر او را رها کرده بود و بعداً به ماموران آتش نشانی خبر داده بود تا نوزادش را از لوله فاضلاب درآورند. جالب این که هر دو نوازد پسر اند و ظاهراً تفاوت از زمین تا آسمان است. یکی در کاخ سلطنتی و دیگری در دستشویی به دنیا می آید و روی کاغذ همه چیز روشن است.

اما اندکی تامل؛ به نظرم معجزه ای وجود دارد که همه چیز را برهم بزند. اگر از این دو مورد نسبتاً غایی بگذریم هزاران و بلکه میلیونها شاهد عینی و تجربی وجود دارند که با صدای بلند بگویند هیچ از پیش نوشته ای وجود ندارد. معجزه «کسب و کار» آمده تا همه نا امیدی ها را از بین ببرد و به شرط «آماده سازی اسباب،  بتوان بر جای بزرگان تکیه زد». من نمی گویم پیشینه و گذشته افراد و وضع خانوادگی مهم نیستند بلکه منظور این است در سایه سار همت بلند و تلاش هوشمندانه و خستگی ناپذیر خیلی عوامل می توانند تغییر کنند و یکی از مهم ترین ابزارهای این تغییر کسب و کار مناسب است.