جنگ و محیط کسب و کار
دیروز سالگرد تجاوز نظامی رژیم بعث عراق به میهن مان بود. برای من که سال های جنگ، دوران کودکی ام بود و صدها کیلومتر از مهلکه آن به دور بودم، بد ترین خاطره ام به زمانی بر می گردد که در میدان آزادی، کنار مادرم، داخل تاکسی های خطی نشسته بودم. کسی غیر از ما داخل تاکسی نبود و راننده احتمالاً مشغول جمع کردن مسافران دیگر جهت تکمیل ظرفیت و حرکت بود. اواخر یک غروب پاییزی بود و تقریباً هوا تاریک شده بود. ناگهان صدای وحشتناک چند انفجار به گوش رسید و پس از آن سفیر سوزان ضدهوایی هایی بودند که درست پشت دیواری قرار گرفته بودند که تاکسی ما کنارش ایستاده بود. خودروی تاکسی با هر شلیکی به علت موجهای پیاپی ایجاد شده تکان می خورد و صدای بسیار گوشخراش آنها فضای دهشتناک ایجاد شده را تشدید می کرد. لهیب آتش از دهانه لوله های ضدهوایی زبانه می کشید و فضای اطراف را روشن می کرد. از شدت ترس به لرز افتاده بودم اما خیالم کمی راحت بود. چون پیش مادرم بودم. چیزی که من را خیلی بیشتر از حمله هوایی ترسانده بود، با طرح سوالی از مادرم بیان کردم. از او پرسیدم «مامان اگه شما بمیری من چی کنم؟». یادم نیست که مادرم چه جوابی به من داد. اما احتمالاً در آن لحظات کشدار و دلهره آور مرگ، از سوال کودکانه من خنده تلخی کرده بود.
امروز بعد از گذشت دهها سال از آن زمان، هنوز خاطره ترسناک آن شب، قلبم را به تپش می اندازد و وجودم از اضطرابی مبهم آکنده می شود. این یادگاری، برای من بدترین خاطره ای بود که از جنگ باقی مانده است و اثرات آن هنوز هم دیده می شوند و من نمی دانم برای برادران و خواهران عزیز ما در مناطق جنگی و به ویژه خوزستان سربلند چه گذشته است و چگونه این مصیبت عظیم و کابوس ظاهراً بی پایان را می توان در قالب محقر واژگان بیان نمود. به نظر من، تمام مردم ایران مدیون فداکاری همه عزیزان و هم وطنانی هستند که در جنگ، با دلیری و رشادت در برابر متجاوزان ایستادگی کردند، اما داستان خوزستان از جنس دیگری است. خوزستان قهرمان پاره جدا ناشدنی از خاک میهن پهناورمان است و روایت دلاوریها و فداکاریهای زنان و مردان این سرزمین از هر قوم و قبیله ای که باشند، نباید در هزارتوی گرفتاریهای روزمره و مصایب روزگار اسیر شده و از یادمان برود. من خرمشهر را اولین بار در زمستان سال 1378 دیدم و آخرین بار در تیرماه همین امسال. البته تغییرات و تحولاتی در منطقه جهت زدودن غبار آثار اندوه بار جنگ و خسارتهای آن، به ویژه پس از تاسیس سازمان منطقه آزاد اروند انجام شده است اما به هیچ وجه حق مطلب ادا نشده و وضعیت فعلی مطلوب نیست. مطالب این یادداشت کمی طولانی شد و از عنوان آن دور گردید. در یادداشت بعدی به موضوع خواهم پرداخت.