به نظرم می رسد که عموماً و به ویژه در شرایط کنونی جامعه ایران، وبلاگ نویسی نیاز به نوعی شجاعت دارد. چون اولاً بخشی از افکار و عقاید فرد را آشکار می کند (به پنجره جو هری عنایت فرمایید) و اگر وبلاگ نویسی نبود، شاید این افکار و عقاید هیچگاه بروز نمی یافتند و اگر هم به طور شفاهی بیان می شدند به راحتی قابل انکار و تکذیب بودند. دوم این که به قول بزرگان «سخن هچون تیری است که از چله کمان رها می شود و اگر رها گردید، دیگر در اختیار فرد گوینده نیست». حال حساب کنید که اگر این سخن، در آشفته بازاری مانند فضای وب و شبکه جهانی اینترنت با انبوه مخاطب جهانی مواجه شود تا چه اندازه می توان مطمئن بود که به کسی برنخورد.

با همه این حرف ها و نگرانی ها، انگیزه ای در درون من وجود دارد که مرا به این کار (وبلاگ نویسی) وادار می کند. به هر حال امیدوارم، بتوانم اولاً مطالب ارزنده ای را تقدیم جامعه و به ویژه دانشجویان عزیز نمایم. دوم این که مطالب طرح شده به گونه ای باشد که سبب آزردگی کسی را فراهم نکند. با امید به سربلندی و تعالی هرچه بیشتر جامعه ایران و جهان.