در خبرها آمده بود که در استان فارس، یکی از مسئولان استانداری از مردم و کسبه درخواست کرده است هنگام برخورد با اتباع خارجی ضمن مطالبه اسناد اقامت، از فروش مواد غذایی و ارایه سایر خدمات به افرادی که اقامت قانونی ندارند، خودداری شود. قبلاً هم مشابه این اخبار را در سایر نقاط کشور در رسانه ها خوانده بودم. البته این مطالب چیزی است که من از خبرها برداشت کردم و این که اساساً اخبار «دقیق» چه بوده و یا حتی این خبر و موارد مشابه صحیح اند یا خیر (چرا که بعدها تکذبیه ای را هم در خبرها دیدم) مطلبی نیست که می خواهم به آن اشاره کنم. نکته ای که در این یادداشت مد نظر است در رابطه با بحث کسب و کار و محیط آن در ایران است که این امر به آن اشاره دارد.

از دیر باز ما ایرانی ها به میهمان نوازی و برخورد صمیمانه با میهمان مشهور بوده ایم. از نظر اکثر ما، میهمان حبیب خداست و باید مورد احترام و تکریم قرار گیرد. در فرهنگ کهن و باستانی همه اقوام سرزمین ما، همواره بر این گونه امور تاکید شده است و کودکان ما نیز نسل به نسل همچون بزرگان خودشان به طور غیر رسمی آموزش می بینند و یادگیری حاصل می کنند تا پذایرایی شایسته ای از میهمان به عمل آید و حتی الامکان وسایل آسایش و راحتی او فراهم گردد. ما یادگرفته ایم که میهمان را عزیز بشماریم و آن چه در توان داریم برای خوشحالی و راحتی او انجام دهیم. شاید در نگاه اول به نظر آید که در مورد میهمان نوازی ایرانی ها اغراق شده باشد. من چنین اعتقادی ندارم. تا جایی که تجربه من نشان می دهد، ما ایرانیها از این لحاظ از متوسط جهانی بالاتر هستیم و همین امر دستمایه این یادداشت شده است. به نظر من «میهمان نوازی» می تواند به عنوان برند ملی ایرانیها شناخته شود و این تشهیر مناسب بستری ارزشمند را از جنبه ظرفیت نیروی انسانی برای توسعه این قابلیت، فراهم کرده است. در حقیقت این پتانسیل وجود دارد که روزی فضای کسب و کار در کشور پهناور ما حول این برند ملی مهندسی مجدد گردد و صنعت درآمدساز و اشتغال آفرین توریسم و جهانگردی به مثابه مزیت رقابتی ملی ما در تقسیم کار جهانی، جایگاه شایسته ای در رتبه بندی های جهانی بیابد. اگر چه امروزه این صنعت با همه ظرفیت های نرم (مانند میهمان نوازی) و سخت (آثار تقریباً بی مانند باستانی و فرهنگی)، با بهانه های واهی مورد بی مهری تمام قرار گرفته و زمین گیر شده است، اما فراموش نکنیم که شرایط تغییر خواهند کرد و کسب و کار مسیر صحیح خود را بازخواهد یافت. فقط در این میان انسانهایی می مانند که بر گذشته و فرهنگ خودشان مراقبت و مباهات دارند و با این که شرایط دشوار گردیده، اصالت میهمان نوازشان خدشه دار نمی شود.

مطالب بالا را می توان این گونه جمع بندی نمود که انتشار اخباری در مورد بد رفتاری با اتباع خارجی به هر شکل و با هر بهانه ای و صرف نظر از میزان درستی آنها، در دهکده جهانی امروزی می تواند ضربه ای جبران ناپذیر بر این قابلیت (برند ملی میهمان نوازی) وارد نماید. به ویژه آن که افرادی بیشتر درگیر این پدیده هستند که در سخت ترین دوران جنگ در کنار ما قرار گرفتند و سهم به سزایی در سازندگی پس از جنگ ایفا نمودند و به لحاظ فرهنگی هم مشابهت بسیاری با ما دارند. بسیار بدیهی است که ممکن است معدودی از این افراد به جرایمی هم دست بزنند اما نباید این مسایل دستمایه ای برای بروز رفتارهای نژادپرستانه گردد چیزی که برای دنیای امروزی قابل پذیرش و تحمل نیست. اگر امروزه می بینیم شمار کسانی که اقامت قانونی ندارند بالاست، این مشکل به نحوه مدیریت ما برمی گردد که نتوانسته ایم مرزها را به خوبی کنترل کنیم و حال که این افراد (به هر دلیل) در کشور ما حضور دارند باید حداقل به عنوان یک انسان محترم شمارده شوند. این نوشتار، صرفاً ژست بشردوستانه ناشی از دلخوشیهای زودگذر نیست. رعایت احترام خارجیها، در عمل، کمک به حفظ و بهبود پتانسیل برند ملی میهمان نوازیمان است و منافعش، بیشتر از هر قشر و گروهی، نصیب جامعه خودمان می گردد و باعث «دوستانه تر شدن» محیط کسب و کار می شود. در آینده، ما شاهد توسعه صنعتی کاملاً بومی و سازگار با آداب و رسوم دیرینه مان خواهیم بود که حتی می تواند به شایستگی در کنار صنعت نفت در اقتصاد کشور قرار گیرد به شرطی که ریشه ها و ملزوماتش را از یاد نبریم.