من در میان کشورهای تازه صنعتی شده (NICs) به مطالعه و شناخت کشور کره جنوبی علاقه خاصی دارم و معمولاً کتابها یا فیلمها یا اخبار در خصوص این کشور را پیگیری می کنم. شاید دلیل خاص این  علاقه، همسایگی و نزدیکی اجتماعی این کشور به کشور کره شمالی باشد!!

بگذریم. در طول تابستان فرصتی دست داد چند کتاب و از جمله کتاب ارزشمند «سنگ فرش هر خیابان از طلاست» را مطالعه کنم. این کتاب در سال 1989 (حدود بیست سال قبل) توسط آقای کیم وو چونگ (بنیانگذار و مدیر عامل شرکت صنایع دوو) نوشته شده است و از سوی آقای محمد سوری ترجمه شده است. آن قدر کتاب برایم جالب بود که حیفم آمد شما دانشجویان عزیز را در لذت این مطالعه شریک نکنم. در طول مطالعه کتاب، نکاتی را که به نظرم جالبتر بود یادداشت کردم و حالا به صورت الکترونیکی دراختیار شما بزرگواران قرار می دهم.

(کیم وو چونگ، سنگ فرش هر خیابان از طلاست، ترجمه محمد سوری (1380). تهران: انتشارات سیمین، چاپ نوزدم.)

27- در کشور کره جنوبی تجار [فکر می کنم ترجمه کلمه Businessman است که معنایی فراتر از تاجر دارد] به طور سنتی مورد احترام نبوده اند.

29- من یک خوشبین مادرزادم.

33- امروزه دانشجویان کره ای به طور متوسط 10 سانتی متر نسبت به افراد مسن تر بلند قد تر شده اند و استخوان بندی جوانان نسل جدید قوی تر است.

37- در زمانهای نه چندان دور ما خیلی سخت کار می کردیم یعنی از شش صبح تا نیمه شب ... رفاه امروزی زندگی مان نتیجه مستقیم همان تلاشهاست. البته واضح است که ما برای منافع شخصی خودمان کار نمی کردیم ... تلاش بی وقفه ما یک احساس وطن دوستی به خاطر رشد و سعادت کشورمان بود.

45- در اثر مطالعه باید قدرت تصمیم گیری خود را تقویت کنید و این دلیل اصلی تحصیل علم است.

50- من نتوانسته ام کارکنانی را که فقط برای رفع تکلیف انجام وظیفه می کنند، تحمل کنم.

56- هر انسان دارای تواناییهای نامحدودی است.

57- من فارغ التحصیل رشته اقتصاد هستم اما برخلاف رشته تحصیلی ام اولین کارم را در صنایع نساجی شروع کردم.

61- نابغه شدن 99 درصد به تلاش بستگی دارد.

65- خلاق بودن برای اشخاص بسیار با اهمیت است.

76- من هرچه هستم و هر چه دارم نتیجه معاشرتهای مفید و سازنده ای بوده است که با برخی افراد داشته ام.

83- طی دوران جوانی وقت بسیار گرانبهاست.

92- [خطاب به زنان جوان]: فرمانروای خود باشید [در کره، زنها شوهرشان را فرمانروا یا ارباب می خوانند] و سعی کنید تا حد امکان قدرت و تواناییهای خودتان را رشد دهید [و مستقل شوید].

96- [خطاب به والدین]: یکی از نکات تربیتی تشخیص مقدار و نحوه توجه به بچه هاست. چون هر بچه ای با محبت زیاد از حد دچار خفقان روحی می شود.

99- پرنده آزاد و ماجراجو خیلی خوشحالتر از پرنده در قفس مانده ای است که چیزی جز راحتی ندارد. بیرون از اینجا [کشور کره] دنیای پهناوری برای کشف وجود دارد.

102- بیست سال قبل مردم کره، مردمی فقیر و مستمند بودند و در سطح بین المللی کوچکترین شان و نفوذی نداشتند و مثل قورباغه های درون چاه بودیم ... کشور ما در حال حاضر [1989] در یک قدمی ملتهای پیشرفته قرار دارد.

104- حداقل باید زبان انگلیسی را به طور سلیس صحبت کنید ... در مرحله بعد کامپیوتر امری اساسی است.

110- عرق ریختن در حین کار بسیار با ارزش تر از از عرق کردن در باشگاه های ورزشی است. کار و فعالیت شدید رمز سلامتی من است.

111- هرگز در مورد غذا ایراد گیر نبوده ام [نویسنده در یک جای کتاب اشاره می کند که اگر به کشورهای دیگر رفتید و از غذا خوشتان نیامد، ایراد نگیرید و غذا را بخورید  و در ادامه از خاورمیانه و افریقا مثال می زند که مثلاً مجبورید گوشت گوسفند بخورید!!. ظاهراً خرچنگ و حلزون و هشت پا، آن هم به صورت خام، اصلاً قابل مقایسه با گوشت گوسفند نیست].

138- موفقیت «دیوو» برای خود ما چیز اعجاب آوری نبود. ما تنها تلاش بسیار کردیم [در آن زمان شرکت دوو در مرتبه 43 فورچون با 91000 کارمند بود].

115- هرگز به یاد ندارم تعطیلات را با خانواده ام به کنار دریا رفته باشم. البته از این بابت هیچ گونه تاسف و تاثری ندارم.

124- اشکها و رنجهای یک نسل باعث رشد و رفاه نسل دیگر می شود.

145- کره تقریباً فاقد منابع طبیعی است.

158- مفهوم رقابت این نیست که حریف را قلع و قمع کرده و از میدان به در کنیم.

163- هرگز مبالغه آمیز نیست اگر بگوییم شما می توانید از اعمال و رفتار رهبران یک جامعه، [کل] آن جامعه را ارزیابی کنید.

171- شما جوانان بایستی والدین خود را که سعی در انتقال تعصیات و تبعیضات شهرستانی را به شما دارند مورد عفو قرار دهید. ... سفرهای خارج از کشور چشمانتان را گشوده و ... به حماقت تعصبات شهرستانی پی می برید [فکر می کنم منظور نویسنده تعصبات قومی و قبیله ای است که متاسفانه در این مورد مشابه جامعه ما بودند].

178- دوست خوب به اندازه سفر حایز اهمیت است.

181- مطمئن باشید در برابر کمک به دیگران همیشه اجری وجود دارد.

184- از موضوعات اساسی در روابط انسانی اعتماد است.

185- پرسنل می تواند باعث صعود یا سقوط شرکت گردد.

189- شاید من همیشه تحت تاثیر افکار مادرم بوده انم. یک مسیحی زاهد با درکی عمیق از فلسفه خدمت و فداکاری.

189- به نظر من معنای استفاده صحیح از پول همین است: روش بازگردانی منافع موسسه [در این جا شرکت دوو] به اجتماع [یعنی جامعه کره جنوبی، با تاسیس بنیاد علمی دوو].

194- اساس فلسفه من در دیوو: «باهم رشد کردن».

197- یکی از بیماریهای جامعه امروز کره سوء ظنهای [عدم اعتماد] دو طرفه دولت و مردم، کارفرمایان و کارگران، استادان و دانشجویان، والدین و فرزندان می باشد.

206- ما در امر صادرات کشور پیشگام شدیم با وصف این که همگان معتقد بودند که موفقیتی در این راه کسب نخواهیم نمود.

210- [در کودکی و نوجوانی] مدام گرسنه بودیم و شاید شوخی تلخ این نوع زندگی و همین گرسنگی شهامت ادامه زندگی را به ما [نویسنده به همراه برادران و مادرش. پدر او را در جنگ، سربازان کره شمالی ربوده بودند و مسئولیت خانواده بر عهده نویسنده بود].

213- خوشبختی را می توان در محبت جستجو کرد.

225- افرادی که از شکست بیمناک اند و از وضع موجود خود رضایت دارند در هر سنی که باشند جوانی را از دست داده اند.

243- تن آسایی در جوانی متضمن شکستهاست.

251- هر انسان تنها 15 درصد از استعدادهای نهایی خود را بکار می گیرد.

254- تست های چند جوابی هیچ تاثیری در رشد و پیشرفتتان ندارد.

255- نسبت به خود سخت گیر باشد.

259- [در انتقاد از رفاه طلبی مردم کره] رئیس هیئت مدیره شرکت عظیم توشیبا سالانه 100 میلیون ین درآمد دارد ولی در خانه 83 متری زندگی می کند.