این عنوان و چندین عنوان مشابه، در زمره چند عنوان خبری بود که در دو سه هفته گذشته در برخی سایتهای خبری و اطلاع رسانی مجاز کشور در فضای وب انتشار یافته اند. در این نوع خبرها معمولاً بر برشی از زندگی برخی افراد به اصطلاح «از ما بهتران» تمرکز شده و نشان داده می شود که برخی اقلیت مطلق ثرومند جامعه در مقابل چشمان اکثریت انبوه مردمان فقیر و ندار، چگونه دهها میلیون تومان، صرف تفریحات یک شبه خود می کنند و بدین ترتیب حس ناخوشایند و رقت انگیزی در خواننده که احتمالاً خود نیز بخشی از این اکثریت ندار است ایجاد می شود، به گونه ای که تصور عدم وجود عدالت و برابری در او به وجود می آید و احتمالاً نگرش تنفر انگیزی نسبت به این «از ما بهتران» و حق خوری خیالی پدیدار می شود!

سابقه چنین خبرها و اطلاع رسانی ها محدود به چند سایت خبری و چند هفته اخیر نیست. بلکه به نظر من تقریباً در تمام رسانه ها و در طول تاریخ این رسانه ها، به نوعی این خط فکری عامه پسند دیده می شود و به گونه ای ترویج می گردد. برای مثال در اکثر 3ریال های تلوزیون «آدم بدهای» داستان، معمولاً ثروتمند هم هستند.

قصد من طرفداری یا بدگویی از قشر خاص یا طبقه ای ویژه از جامعه نیست. اما نکته مورد نظر من تاثیر این نگرش توده ای بر محیط کسب و کار در کشور است. در یک پست در همین وبلاگ اشاره ای به شاخصهای ده گانه مورد نظر بانک جهانی برای تحلیل محیط کسب و کار داشتم. به نظر من باید در کنار این شاخصها، فرهنگ و نگرشهای عمومی جامعه به سودآوری و ثروت اندوزی نیز لحاظ گردد. به نظر می رسد در جامعه ایران نگرشی تنفر انگیز نسبت به اقشار متمول در ابتدا و ناپسند دانستن پول و ثروت در مرتبه بعد، وجود دارد که سبب پیچیده شدن محیط کسب و کار برای مدیران و کار آفرینان و صاحبان سرمایه می گردد. این نگرش باعث می شود افراد موفق در کسب و کار پس از دریافت سود مناسب از فعالیت کاری خود، نسبت به خارج کردن یا پنهان کردن ثروت خود اقدام نمایند که این امر می تواند چرخه گردش سرمایه را در کشور با اختلال مواجه کند.

من، نه خودم و نه خانوده ام، از اقشار بسیار ثروتمند جامعه نیستیم، اما واضح است ایجاد اشتغال و توسعه کسب و کارهای با مقیاس بزرگ، عموماً در اختیار این قشر از جامعه است و حتی کارآفرینان جوان و خلاق در صورت امکان استفاده از سرمایه این قشر بهتر می توانند موفق گردند وهمان طور که تجربه نشان داده است مدل دولت محور توسعه کسب و کاری که مولد و ارزش آفرین باشد، کاملاً با شکست مواجهه شده است و در این زمینه گریزی از بهبود محیط کسب و کار و رشد واقعی بخش خصوصی نیست. ارتقا فهم و درک مردم جامعه و زدودن باورهای نادرست از جمله رسالتهای اصلی رسانه های همگانی است که توسعه درک کسب و کار و نقش استراتژیک آن در بهبود رفاه جامعه و عدالت اجتماعی را ترویج نمایند؛ تاثیر اشاعه این نوع نگرشها به ویژه از سوی رسانه هایی مانند صدا و سیما در جامعه «تلوزیون زده» ایران انکار ناشدنی است*.

* زیرنویس: تلوزیون زده، مانند مصیبت زده، جنگ زده، زلزله زده ... چیزی در همین مایه ها.