شادی و غم
چند روز پیش برای انجام یک کار بانکی مجبور شدم که به یکی از دستگاه های ATM (دستگاه خود پرداز) مراجعه کنم. دیدم صفی طولانی از مشتریان در برابر دستگاه تشکیل شده است. چون کارم مهم بود نمی توانستم آن را بعداً انجام دهم و مجبور بودم در صف بایستم. علت شلوغی هم واریز شدن وجه یارانه ها بود. همین طور که در صف ایستاده بودم، به رفتار افرادی که پول می گرفتند توجه می کردم. برق شادی و ذوق خاصی در چهره برخی پس از گرفتن پول دیده می شد. هر چند در جامعه ماتم زده فعلی ما همین قدر ایجاد شادی هم غنمیت است، اما به نظرم این شادی خیلی حقیر و کوچک آمد.
فکر می کنم شادی های ما خیلی اندک و حقیر شده اند، همان طور که غم هایمان نیز حقیر و کوچک شده اند. به نظرم قبلاً این جمله را از بزرگی شنیده بودم که حالا مصداق آن، در صف دستگاه خودپرداز به ذهنم خطور کرده است.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 17:55 توسط مهدي نداف
|